یک ماه دیگه
سلام نفس مامان 
الان دوم تیره و مامانی داره هشت ماهش تموم میشه.
جدود یک ماه دیگه مونده به اومدن داداشی .
نمیدونم شرایط چقدر فرق میکنی و چی میشه اما هر چی باشه لطف و محبت خدای مهربون مثل همیشه بالای سرمونه و به کرم او همه چیز خوبه.
همین جا میخوام دوباره براتون دعا کنم. برای سلامتی شما و داداش کوچولوت که خدا میدونه من اونقدر ضعیفم که طاقت بیماری شما را ندارم.
میخوام دعا کنم برای عاقبت به خیری تون. برای اینکه فرزندان صالح و با ایمانی بشید و بتونید باقیات الصالحاتی برای ما باشید. 
میخوام دعا کنم و از خدا بخوام که بدی ها و کاستی های من در وجود شما راه پیدا نکنه و خود خدا مربی و پرورش دهنده ی شما باشه.
از خدای مهربون میخوام شما جزو سربازان امام زمانمون باشید که من خود تا به حال هیچ قدمی برای یاری ایشون بر نداشتم.
از خودم گله دارم و از خدای مهربون میخوام شما کاستی های من را هم جبران کنید.
دوستون دارم و هر دوی شما را به خدای کریم و رحیم میسپارم.


یک ماه دیگه 

