عکس العمل فاطمه زهرا
از همان اوایل باردار به فاطمه زهرا اومدن محمد علی را نوید دادیم.
دیگه قصه بیشتر شب هاش قصه ی یه نی نی بود که تازه به دنیا اومده.
هر چند وقت یکبار دست میزاشت روی دلم و با داداشش حرف میزد.
از بیمارستان که اومدم با اینکه بیست ساعتی میشد من را ندیده بود و حسابی بهونه گرفته بود اما داداشش را که دید دیگه سراغ من نیومد .نشت کنارش و فقط قربون و صدقه اش می رفت.
توی این پنج روز هم خدارا شکر مشکلی نداشتیم. خیلی دوستش داره. البته بهونه میگیره که اون هم به خاطرکم توجهی های منه اما خودش اصلا به روش هم نمیاره.
قربونت بشم دخترم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عکس العمل فاطمه زهرا 
