فاطمه زهرافاطمه زهرا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

دختر نازم فاطمه زهرا

واکسن هجده ماهگی

سلامممممممممم عشق مامانی دیروز واکسن داشتی و مامانی با کلی دلهره به همراه بابایی رفت تا واکسن هجده ماهگیت را بزنیم. خیلی دردت اومد دلم کباب شد بعد هم پای چپت درد داشت و مثل پیرزن ها دولادولا راه میرفتی . دیشب هم کمی تب کردی امما با خوردن استامینوفن بهتر شدی. مامان جونم امیدوارم هیچ وقت مریض نشی و همیشه سالم باشی.  خدارا شکر واکسن هات تمام شد و رفت تا هفت سالگی. دوست دارم عزیز دلم ...
19 ارديبهشت 1392

ارباب

سلامممم دختر عزیزم الان ساعت 6 صبح است و شما خوابیدید. دیشب ساعت یک بود که خواستیم بخوابیم و شما با تلاش زیاد برای خوابیدن مقاومت می کردی. آخر هم به گریه متوسل شدی و به زنون اشاره بهم فهموندی که هوس آب تنی کردی. خلاصه که هیچ ترفندی شما را منصرف نکرد و نیمه ی شب مجبورم کردی ببرمت حمام. قربونت برم ارباب زندگی من. ...
12 ارديبهشت 1392

تولد بابا

امشب شب دهم اردیبهشت هست و شب تولد بابایی دیشب خونه ی مامان جونی بودیم و بعد از شام برای بابایی کیک خریده بودیم نشتیم خوردیم.من هم به بابایی یه سکه کادو دادم. پدر جون یک هفته ای هست که از مشهد اومده و ما گفتیم دیگه پیشمون بمونه. امیدوارم خدا یه کار خوب براش پیدا کنه تا دوباره همگیمون دور هم جمع باشیم/ این هم عکس شما و پدر جون در میون بادکنک های جشن       ...
11 ارديبهشت 1392

جشن میلاد

سلامممممممم عشق من خدا را شکر میکنم که تو را به من داد.تویی که سبب آرامش منی،تویی که تمام وجود منی. دوستت دارم عشق کوچک من. شما الان هجده ماهه شدی. الان توی رخت خواب خوابی و مامانی فرصت را غنیمت شمرده برای انجام کارهاش. الان ساعت نزدیک یک نیمه شب هست و فردا خونه ی ما جشن میلاد حضرت زهرا. امیدوارم که همیشه پیرو خانم باشی. امیدم این چند وقت سعی کردم هر روز یه چیز تازه یادت بدم. چیزهایی مثل صدای حیوانات و یا حرکات جدید. توی پست بعدی  اونها را برات می نویسم. ...
11 ارديبهشت 1392